www.KermaneMajazi.com
صفحه نخست درباره ما تماس با ما
دوشنبه 28 مرداد 1398
سه شنبه 3 شهریور 1394 , 14:14
اميرخسرو شهرياري، کارآفرين موفق کرماني:
بايد کارآفرينان واقعي را شناسايي و حمايت کرد
«اميرخسرو شهرياري» يکي از جوانان کارآفرين موفق کرماني است که تاکنون توانسته است زمينه‌ي اشتغال براي 80 نفر را فراهم کند. وي مديرعامل شرکت «رادمان‌صنعت ايرانيان» و در حال راه‌اندازي دومين کارخانه‌ي اين شرکت است که با افتتاح آن، 200 نفر ديگر نيز مشغول به کار خواهند شد. پاي صحبت‌هاي اين کارآفرين کرماني نشستيم و از مشکلات کارآفرينان در کرمان و راه‌هاي مقابله با آن‌ها صحبت کرديم. اين گفتگو را در ادامه مي‌خوانيد.

کرمان مجازي- اولين کسب و کاري که راه‌‌اندازي کرديد، چه بود و از چه سالي آغاز به کار کرديد؟ چه شد که اين ايده به ذهن شما آمد؟

از 19 سالگي مشغول به کار شدم. سه سال در حرفه‌ي تدريس زبان انگليسي اشتغال داشتم. هم‌زمان با تحصيل در رشته‌ي مهندسي برق گرايش الکترونيک، وارد کار صنعتي شدم. مي‌خواستم علاوه بر درس خواندن، درس‌هاي دانشگاهي را به‌صورت عملي و فني نيز تجربه کنم. در کارخانه‌هاي مختلف در شهرهاي اصفهان، شيراز، تهران و سپس کرمان کار کرده‌ام. يک شرکت در سال 82 و در سال 85 نيز يک شرکت ديگر در زمينه‌هاي بازرگاني و تاسيسات برق و مکانيک تاسيس کردم. در سال 88 زمينه‌اي براي ورود به بخش توليد برايم فراهم شد. شش ماه به صورت کارگاهي، توليد پروژکتورهاي LED را انجام دادم. مي‌خواستم اگر مهندس برق هستم، يک مهندس برق واقعي باشم و فقط در حد اسم نباشد. در سال 88 به‌طور جدي وارد کار توليد شدم. بعد از شش ماه کار خود را در شهرک صنعتي آغاز کردم. کارخانه‌ي توليدي ما در سال 92 به‌صورت رسمي به بهره‌برداري رسيد و امسال توليدات ما در سراسر ايران به فروش مي‌رسد.

 

واحد توليدي خود را با چه ميزان سرمايه راه‌اندازي کرديد و در حال حاضر اين سرمايه چند برابر شده است؟

کارمان را با يک ميليارد تومان سرمايه گذاري شروع کرديم و در حال حاضر اين سرمايه به هشت ميليارد تومان ارتقا پيدا کرده است و در حال راه‌اندازي دومين کارخانه هستيم.

 

در ابتداي کار ميزان توليد و اشتغال‌زايي طرح شما چه ميزان بود و اکنون جايگاه شما در توليد لامپ‌هاي کم‌مصرف و ساير محصولات توليدي چگونه است؟ ميزان اشتغال‌زايي اين واحد توليدي در حال حاضر چه ميزان است؟

ابتدا کار خود را با پنج نفر آغاز کرديم. در حال حاضر 80 نيروي مشغول به کار داريم. با راه‌اندازي دومين کارخانه، براي 200 نفر ديگر اشتغال‌زايي مي‌شود. در سال اول ميزان توليد ما 300 هزار لامپ کم‌مصرف و پروژکتورهاي LED در سال بود که در حال حاضر به سه ميليون محصول در سال ارتقا پيدا کرده است.

 

چه موانع و محدوديت‌هايي در راستاي توسعه‌ي فعاليت‌هاي توليدي شما وجود داشته و در حال حاضر وجود دارد؟

مشکل تامين مالي، اصلي‌ترين مشکل ما بوده و هست. مشکل محدوديت منابع بانکي يکي از بزرگترين مشکلات ما در کرمان است. دغدغه‌ي اصلي ما مانند بيش‌تر واحدهاي توليدي، تامين منابع مالي و سرمايه‌در گردش است. فعاليت بانک‌ها در چهارچوب قوانين بانک مرکزي است که محدوديت‌هايي را ايجاد مي‌کند و مديران شعب استاني هم به‌رغم تمايلي که به همکاري با ما دارند، دست‌شان بسته است.

اين مشکلات و موانع در ارتباط با کدام دستگاه‌هاي اجرايي و دولتي بوده است؟ آيا مديران دستگاه‌هاي مربوطه همکاري لازم را براي رفع مشکل انجام داده‌اند؟

برخوردها معمولا خوب است. اما مشکل ما چيز ديگري است. براي پيدا کردن راه حل مشکل، بايد خود را با استان‌هاي مشابه از جمله يزد مقايسه کنيم. هر دو استان کرمان و يزد کم‌آب و کويري هستند؛ اما چرا اقتصاد يزد پوياتر است. آيا اين مساله به سيستم اداري مربوط است يا سيستم بانکي؟ سيستم بانکي که تحت مقررات بانک مرکزي و براي همه مشترک است. اما سيستم اداري استان کرمان، همواره با مشکل رو به رو بوده است. سيستم اداري بايد فرآيند توليد و سرمايه‌گذاري را تسريع کند، نه اين‌که سنگ‌اندازي کند. بايد کارآفرينان واقعي شناسايي شوند. بعضي‌ها به اسم توليد و کارآفريني وارد مي‌شوند و از امکانات و مزاياي دولتي براي کارهاي شخصي خود و در ساير امور استفاده مي‌کنند؛ گورستان سوله‌هاي خالي در شهرک صنعتي، در نتيجه‌ي چنين اقداماتي به وجود آمده است. واحدهايي که در حال حاضر نيمه‌کاره مانده‌اند. اما افرادي نيز هستند که پاي کار مي‌ايستند و شب و روز خود را وقف کار مي‌کنند. چنين افرادي بايد شناسايي شده و حمايت شوند. خوش‌بختانه استاندار کرمان به دنبال پيدا کردن کارآفرينان واقعي است که اين روند اميدوارکننده است. ما پنجره واحد را در استان تشکيل داده‌ايم؛ اما بايد بررسي کنيم که چه کاري انجام شده است. سهم ما از صندوق توسعه ملي در استان کم است- به جز موارد خاص و صنايع بزرگ که هميشه مطرح بوده‌اند- ما بايد به صنايع متوسط و کوچک بپردازيم.

 

استاندار کرمان بر حمايت از کارآفرينان و بخش خصوصي تاکيد ويژه‌اي دارند و تاکنون نيز اقدامات زيادي در خصوص فراهم کردن زمينه‌ي گسترش فعاليت بخش خصوصي و کارآفرينان انجام شده است؛ آيا شما به‌عنوان يک کارآفرين در کرمان اين تغييرات را احساس کرده‌ايد؟

استاندار کرمان تلاش خود را مي‌کند؛ توقع ما از ساير مديران دستگاه‌هاي اجرايي استان است که آن‌ها نيز خط مشي استاندار را در کار خود مد نظر قرار دهند. بايد همه‌ي مسئولان در يک راستا حرکت کنند. سياسي‌کاري را بايد کنار بگذاريم. بايد قلب‌مان براي اين خاک بتپد. اگر عاشق خاک‌مان بشويم، فقط به فکر سازندگي آن خواهيم بود. با سيستم دستوري و فرمايشي هيچ مشکلي حل نخواهد شد.

 

بسياري از سرمايه‌گذاران و کارآفرينان از عملکرد شبکه‌ي بانکي استان در زمينه‌ي حمايت از بخش خصوصي، اظهار نارضايتي مي‌کنند؛ ارزيابي شما در اين‌باره چيست؟

مديران بانک‌هاي دولتي در کرمان مي‌خواهند همکاري کنند، اما اختيارات آن‌ها محدود است. ما از عملکرد بانک‌هاي دولتي در استان راضي هستيم. در حوزه‌ي اختيارت‌شان که البته محدود است، خوب عمل مي‌کنند. اما بانک‌هاي خصوصي راه خود را مي‌روند و معلوم نيست به کجا خواهند رسيد. ما حتي گاهي مواردي را به صورت تکليفي از بانک‌هاي خصوصي خواسته‌ايم، اما به بهانه‌هاي واهي، از خودشان سلب مسئوليت کرده‌اند.

 

به‌طور کلي در حال حاضر چه مشکلاتي براي يک کارآفرين در استان کرمان در جهت ايجاد کسب و کار وجود دارد؟ شما چه پيشنهادي براي بهبود فضاي کسب و کار و تسهيل در امور کارآفرينان داريد؟

بايد کارآفرينان واقعي را شناسايي کرده و از آن‌ها حمايت شود. متاسفانه شهرک صنعتي تبديل شده به گورستان سوله‌هاي خالي‌شده و واحدهايي که با کم‌ترين ظرفيت کار مي‌کنند. اين‌ها درد و دغدغه‌ي استان است. ما بايد به فکر به جا گذاشتن اثر نيک از خود در جامعه باشيم. برخي افراد هستند که با وجود داشتن ثروت فراوان، ‌پس از مرگ‌شان به فراموشي سپرده مي‌شوند. اما افرادي که خدمتي به جامعه کرده‌اند، همواره در يادها باقي مي‌مانند. ما وظيفه‌ي اجتماعي داريم. بايد خروجي مثبت براي جامعه داشته باشيم. لقمه‌ي حلال از کار کردن و زحمت به دست مي‌آيد. بايد کارآفرينان حمايت و هدايت شوند. در کشور ما متاسفانه هيچ حمايت و هدايتي براي کساني که انگيزه‌ي فراواني براي توليد و کارآفريني دارند، وجود ندارد و همه‌ي امور را به خود افراد رها مي‌کنند. اما هر شخصي تا حدي مي‌تواند به‌تنهايي پيش برود و از يک جايي به بعد جا مي‌زند. کانون کارآفرينان بايد به اين مسايل بپردازد. متاسفانه برخي از کارآفرينان هم تحمل شنيدن انتقاد و دريافت نظرات سايرين را ندارند. بايد تسهيلات فرآيند توليد از جمله زمين،آب، برق و گاز براي کارآفرينان فراهم شود. توليد محصولات تکراري را بايد رها کنيم. بايد به سمت محصولات دانش‌بنيان برويم و چيزهايي توليد کنيم که بقيه توان و دانش توليد آن‌را ندارند. براي مثال داروسازي يکي از نيازهاي کرمان است. بايد به سمت پژوهش‌هاي ثروت‌آفرين برويم که کم‌ترين هزينه و بهره وري بالا دارند. توليد محصولات تکراري براي کسي که تازه وارد بازار شده است، دشوار بوده و قدرت رقابت با رقباي موجود که تجربه و سابقه‌ي بيش‌تري دارند را از آن‌ها مي‌گيرد. کارهاي جديد زيادي مي‌توان انجام داد که ثروت‌آفرين بوده و جامعه‌ به آن‌ها نياز داشته باشد.

 

به نظر شما يک کارآفرين موفق چه ويژگي‌هاي شخصيتي را بايد در خود پرورش دهد تا بتواند در کار خود پايدار و موفق باشد؟ آشنايي با اصول کارآفريني را در اين زمينه چقدر مهم و موثر مي‌دانيد؟

هر کاري يک دانشي دارد و اگر اصولي انجام شود، موفق مي‌شويم. بايد از تجربيات ديگران استفاده کنيم. شوراهاي راهبردي تشکيل شود. زمينه‌اي فراهم شود که جوانان وارد شوند و بدون ترس اقدام کنند.

کارآفرين موفق بايد انسانيت داشته باشد؛ پايدار و قوي باشد. در برابر مشکلات شانه خالي نکند و ايستادگي داشته باشد و به خدا توکل کند.

 

توصيه‌ي شما به افرادي که قصد دارند براي اولين بار وارد عرصه‌ي کارآفريني شوند، چيست؟

به سمت کارها و محصولات جديد بروند. خلاها را پيدا کنند. کار جديد قطعا مشتري خواهد داشت. به سمت توليد موارد مصرفي بروند و چيزهايي که در جامعه نياز است را توليد کنند. به دنبال توليد محصولات تجملاتي نروند. از کوچک شروع کنند و به‌تدريج کارشان را گسترش دهند. از همان آغاز کار توقع زيادي نداشته باشند.

 

اگر صحبت تکميلي و نکته‌ي خاصي داريد، اضافه بفرماييد؟

براي توسعه بايد از اقتصاد رانتي فاصله بگيريم و با عيار و داشته‌هاي مثبت خود بالا برويم. اگر اقتصاد استان، صنعتي شود، ‌سطح درآمدهاي جامعه بالا مي‌رود؛ سطح آموزش رشد مي‌کند؛ رفاه و کيفيت زندگي افراد ارتقا پيدا مي‌کند؛ ثروت در صنايع کوچک، بي‌ارزش و کاذب مثل دلالي زمين و خودرو نمي‌چرخد و به يک سري رانت‌باز محدود نمي‌شود. اين پويايي در اقتصاد است که باعث مي‌شود حتي کارگر هم از کارش لذت ببرد و نيازهايش برآورده شود.

سرمايه‌ي ناخالص ملي کشور سنگاپور که مساحت آن نصف جزيره‌ي قشم ماست، در سال گذشته 5.1 ميليون دلار بوده است. در اين کشور به صنعت الکترونيک بها داده مي‌شود. اما سرمايه‌ي ناخالص داخلي ايران با وجود صادرات نفت و وسعت چنديدن برابر بيش‌تر از سنگاپور، 900 ميليون دلار بوده است؛ يعي توليد ناخالص داخلي سنگاپور بدون نفت و با داشتن صنعت الکترونيک پنج برابر ما بوده است. ما به صنعت الکترونيک بها نمي‌دهيم. به همين نسبت اين مشکل در استان کرمان نسبت به ساير استان‌هاي توسعه‌اي کشور ديده مي‌ّشود.استان يزد در زمينه‌ي تابلوسازي و تجهيزات فشار قوي بسيار موفق عمل کرده است و اين يکي از مواردي است که موجب پيشرفت و تفاوت فاحش اين استان با کرمان شده است؛ در حالي که شرايط و محدوديت‌هاي هر دو استان مشابه است. امروز بايد به صنايع ميکروالکترونيک، ديجيتال و قدرتي در زمينه‌ي برق بسيار بيش از گذشته بها داده شود. تجليل در مراسم و همايش، دردي را از کارآفرين دوا نمي‌کند. کارآفرين نيازي به کف و سوت ندارد. هدف يک کارآفرين شکوفا کردن اقتصاد، درآمدزايي و توليد بيش‌تر است. براي رفع بيکاري در جامعه، بايد از ظرفيت بخش خصوصي استفاده شود. دولت ديگر گنجايش ندارد، بايد دولت را سبک کرد. بايد به سمت سيستم‌هاي اتوماسيون‌شده برويم؛ به‌طوري که ديگر نيازي به حضور مستقيم در ادارات براي انجام کارهاي اداري و مبادله‌ي نامه‌هاي اداري که موجب هدردهي انرژي، سرمايه و نيروي انساني مي‌شود، نباشد. براي تحقق اين اهداف، بايد به اصول اقتصاد مقاومتي عمل شود؛ ‌اصول اقتصاد مقاومتي چيزي است که ژاپن چندين سال قبل اجرا کرده و امروز ثمرات آن‌را مي‌بينيم. کشورهايي مانند کره جنوبي، چين و تايوان نيز همين سياست‌ها را پياده کرده‌اند که امروز مستقل شده‌اند. با حرف زدن کاري از پيش نمي‌رود. ما بايد در عمل حرفي براي گفتن داشته باشيم. بايد خوب کار کردن، مطالبه‌ي عام جامعه شود تا سيستم دولتي مجبور شود خود را با مردم هماهنگ کند. ما بايد از خودمان شروع کنيم. متاسفانه بيش‌تر ما به دنبال راحتي هستيم. ياد نگرفته‌ايم که انگيزه‌هاي‌مان را مديريت کنيم. از دانشگاه که بيرون مي‌آييم طلبکار همه هستيم و منتظر کار آماده و مطلوب مي‌مانيم. اما به اين مساله نگاه نمي‌کنيم که بعد از چهار سال درس خواندن و حتي بيش‌تر، چه حرفه‌اي ياد گرفته‌ايم و چه هنري در بازو داريم.من هم در همين سيستم درس خواندم اما روزي به اين نتيجه رسيدم که تنها کسي که مي‌تواند به من کمک کند، خودم هستم؛ بايد خوب ياد بگيرم و خوب کار کنم. بايد بدانيم که هيچ کس به داد ما نمي‌رسد، خودمان بايد خود را نجات دهيم.

 

 

Copyright © 2017. All right reserved