www.KermaneMajazi.com
صفحه نخست درباره ما تماس با ما
پنجشنبه 4 بهمن 1397
سه شنبه 3 شهریور 1394 , 14:16
رئيس انجمن خرماي استان:
مخالف صد در صد دخالت دولت در سياست‌گذاري عرصه‌ي خرما هستم
استان کرمان با توليد سالانه 300 هزار تن خرما، رتبه‌ي اول کشور را در توليد اين محصول از آن خود کرده است و حدود 50 درصد خرماي صادراتي کشور در اين استان توليد مي شود.

 کرمان‌مجازي- به گفته‌ي رييس انجمن خرماي استان، ميزان توليد سالانه‌ي خرماي کشور به مرز يک ميليون تن مي رسد که يک سوم اين ميزان در استان کرمان توليد مي‌شود، ضمن اين که از اين مقدار حدود 150 هزار تن مربوط به بخش صادرات اين محصول است.
با توجه به شرايط مناسب اقليم کرمان براي توليد خرما، مي‌توان خرما را با کيفيت مطلوب و به ميزان فراوان در استان توليد کرد؛ اما چرا فعالان بخش خرما همواره با مشکلات زيادي در زمينه‌ي فروش و صادرات محصول خود مواجه هستند؟ بسياري از صاحب‌نظران و فعالان خرما، مشکل را در مواردي از جمله بسته‌بندي نامناسب، نبود تبليغات کافي و نپرداختن به صنايع تبديلي در زمينه‌ي خرما مي‌دانند. آرش علوي، فعال و صادرکننده‌ي خرما، معتقد است بيشتر مشکلات خرما مربوط به پايين بودن حاشيه‌ي سود اين محصول و نامتعادل بودن عرضه و تقاضا در بازار خرماست. با اين سرمايه گذار موفق گفتگو کرديم و ديدگاه وي را در خصوص مشکلات خرما در بخش‌هاي مختلف جويا شديم.

 

فعاليت خود در زمينه‌ي خرما را از چه زماني آغاز کرديد؟ چه انواعي از خرما را صادر مي‌کنيد و ميزان صادرات شما در حال حاضر چه ميزان در سال است؟

سابقه‌ي تاسيس شرکت ما به اوايل دهه‌ي 70 برمي‌گردد؛ اما از سال 1387 توليد خود را رسما آغاز کرديم و در کار خشکبار و به‌طور عمده خرما فعاليت داريم. در زمينه‌ي همه‌ي اقلام خرماي ايران از خرماي هرمزگان و سيستان و بلوچستان تا خرماي کرمان کار مي‌کنيم و تنها نوع خرمايي که کار نکرده‌ايم،خرماي کبکاب است. در چهار سال گذشته به‌عنوان صادرکننده‌ي نمونه انتخاب شده‌ايم و تلاش‌مان بر اين است که به‌رغم مطلوب نبودن بازار خرما طي سال‌هاي گذشته، بتوانيم بازار جديدي را براي خرماي ايران ايجاد کنيم.

وضعيت فرآوري و توليد محصولات جديد از خرما در استان به چه صورت است؟ آيا شما تاکنون در اين زمينه فعاليتي داشته‌ايد؟

تاکنون محصولات جديدي از خرما نداشته‌ايم و جا دارد روي آن کار شود. متاسفانه اين مساله در ذهن مسئولان و فعالان خرما بد جا افتاده است؛ اين‌که بر خلاف تصور رايج، توليد کالاي با ارزش افزوده‌ي بيش‌تر و متفاوت از خرما، کار ساده‌اي نيست. اول به اين دليل که خرماي استان کرمان براي استفاده‌ي صنعتي، گران است. براي استفاده در توليد ساير محصولات از خرما، نياز به انواع ارزان‌تر خرما داريم. نکته‌ي بعدي نوع کيفيت خرماي استان است؛ دو نوع اصلي خرماي استان، مضافتي و کليته است که براي فرآوري مناسب نيستند. البته شرکت «تک‌چين» پيشرو توليد محصولات جانبي خرما در استان است و فعاليت‌هاي خوبي در اين زمينه دارد.
در ساير استان‌ها به ويژه آذربايجان شرقي صنايع تبديلي و جانبي، خيلي خوب انجام مي‌شود؛ اما در استان کرمان به اندازه‌ي کافي به اين موضوع بها داده نشده است که اين امر به‌دليل کم‌کاري فعالان خرما و هم چنين نبود سياست‌گذاري‌هاي لازم در اين زمينه است.

 

از آن‌جايي که استفاده از بسته‌بندي‌هاي کوچک، شکيل و متناسب با نياز بازار، تاثير زيادي در افزايش قيمت محصولات صادراتي دارد و نيز بسته‌بندي‌هاي مناسب با نياز بازار داخل، نقش موثري در افزايش خريد و مصرف خرما مي‌تواند داشته باشد؛ در حال حاضر وضعيت بسته‌بندي خرما در استان و کشور را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

يکي از بزرگ‌ترين غلط‌هاي رايج در بازار خرما که همه در مورد آن صحبت مي‌کنند، اهميت بيش از حد به مقوله‌ي بسته‌بندي است. من اصلا مشکل خرماي ايران را بسته‌بندي نمي‌دانم. البته بدون شک بسته‌بندي محصول خرماي ايران ضعيف است و موجب کاهش فروش در داخل و خارج از کشور مي‌شود؛ اما مشکل اصلي اين نيست. برخي معتقدند بسته‌بندي در افزايش فروش بسيار موثر است؛ اما در واقع اين‌گونه نيست. خرما کالايي به نسبت ارزان است و حاشيه‌ي سود زيادي ندارد. براي چنين کالايي امکان هزينه کردن زياد نداريم. براي بسته‌بندي خوب نياز به هزينه‌اي بيش از هزينه‌ي تمام‌شده‌ي خرما خواهيم داشت. برخي محصولات مانند زعفران و پسته که قيمت آن‌ها گران است و مشتري خود را دارند، هزينه کردن در خصوص بسته‌بندي تاثيري در قيمت و يا فروش رفتن و نرفتن محصول ايجاد نمي‌کند. پسته معمولا به صورت فله و در گوني به فروش مي‌رسد؛ زعفران در بسته‌بندي‌هاي ساده‌ي پلاستيکي فروخته مي‌شود و هيچ وقت هم مشکلي در زمينه‌ي فروش اين محصولات به وجود نيامده است. اين‌که وضعيت صادرات خرما مطلوب نيست، به دليل بسته‌بندي نامطلوب نمي‌باشد. بحث حاشيه‌ي سود، مهم‌ترين شاخص براي يک فعال اقتصادي است. وقتي حاشيه‌ي سود کم باشد، فعاليت اقتصادي به‌صرفه نيست. اگر بخواهيم بسته‌بندي‌هاي شکيل و بهتر کار کنيم، به هزينه‌ي تمام‌شده‌ي خرما در بازار اضافه مي‌شود؛ بسته‌بندي پنجاه درصد قيمت تمام‌شده را شامل مي‌شود که اصلا مقرون به‌صرفه نيست و رغبت خريدار و توان وي را براي خريد خرما کاهش مي‌دهد. در سال‌هاي اخير اقداماتي براي بسته‌بندي بهتر و شکيل‌تر انجام شده؛ اما موفقيت‌آميز نبوده است.

 

با توجه به اين‌که تعيين قيمت خريد تضميني و اعلام آن به‌عنوان کف قيمت، منجر به کاهش قدرت چانه‌زني باغداران و زيان آن‌ها و در مقابل، نفع صادرکنندگان مي‌شود و از سوي ديگر خريد توافقي که از سال 86 انجام شده، براي توليدکنندگان مطلوب‌تر است؛ شما کدام روش را مناسب‌تر مي‌دانيد؟

به‌صراحت مي‌گويم هر نوع پول دولتي براي خريد محصولات کشاورزي غيراستراتژيک، خطرناک و مشکل‌ساز است. خريد توافقي و تضميني هيچ کدام مفيد نيست و بسيار آسيب‌زننده است. بايد اين فرهنگ را در جامعه جا بياندازيم که اگر کسب و کاري را راه‌اندازي کرديم و ورشکست شديم، ضرر آن‌را بايد بپذيريم. اگر در منطقه‌اي که آب ندارد، باغ پسته زده و متضرر شديم، بايد ضرر آن‌را بپذيريم. همان‌طور که در ساير مشاغل از جمله دامداري، خريد و فروش زمين و مسکن نيز اوضاع همين‌گونه است و در صورت اشتباه و متضرر شدن، دولت کمک و دخالتي نمي‌کند. در مورد محصولات کشاورزي هم بايد به همين شيوه عمل شود. محصولات استراتژيک بحث‌شان فرق مي‌کند؛ اما در خصوص خيلي از محصولات کشاورزي مثل خرما و پسته که در اغلب فصول سال، استراتژيک نيستند، دخالت دولت موجب بر هم خوردن رويه و سيکل عملکرد بازار مي‌شود. در مورد کساني هم که محصولات را مي‌خرند جاي بحث است، چون معمولا اين پول به صورت رانت در اختيارشان گذاشته مي‌شود. کنترل درستي بر محصولاتي که خريده مي‌شود، صورت نمي‌گيرد و معمولا محصول با کيفيتي نيز ارائه نمي شود و در مرحله‌ي بعد نيز در خصوص محل نگهداري و شيوه‌ي فروش محصول، مشکلاتي مطرح مي‌شود. دولت تاجر خوبي نيست و وظيفه‌اش هم تجارت نيست. خرمايي که دولت خريده -ارزان يا گران- با قيمت پايين و يا بالا بفروشد و يا اين خرما بماند و خراب شود، در هر صورت خيانت به بازار است. هيچ نوع خريد تضميني، تشويقي و توافقي مورد تاييد فعالان موافق بازار آزاد نيست و دخالت دولت بسيار خطرناک است.

به‌طور کلي مخالف صد در صد دخالت دولت در سياست‌گذاري عرصه‌ي خرما هستم. سياست‌گذاري بايد توسط مجلس انجام شود؛ چهارچوب مناسبي توسط مجلس گذاشته شود و دولت صرفا بايد مجري آن قانون باشد. تصميم‌گيري دولت در بسياري زمينه‌ها مشکل‌ساز مي‌شود. در سال‌هاي گذشته در بسياري از بخش‌ها تصميم‌گيري و دخالت بي‌جاي دولت، موجب مشکلاتي در بخش خرما شده که هنوز هم گريبان‌گير فعالان خرماي کشور است.

 

به‌عنوان کسي که سال‌ها در زمينه‌ي خرما فعال بوده‌ايد، راه‌کارها و توصيه‌هاي شما براي افزايش مصرف خرما که موجب ارتقاي سطح سلامت و نيز افزايش فروش و رونق توليدکنندگان مي‌شود، چيست؟

بازار بايد اين موضوع را تعيين کند. اين‌که هميشه در مورد فرهنگ‌سازي در خصوص مصرف خرما بحث مي‌شود، به اين دليل است که خرما زياد داريم. در مورد ساير محصولات مثل پسته و انواع ميوه‌ها اين بحث مطرح نمي‌شود. اين مساله نيز با فرهنگ‌سازي حل نمي‌شود. راه‌هايي که هميشه مطرح مي‌شود مثل توزيع خرما در مدارس، پادگان‌ها و تبليغات براي مصرف، تاثير دارد، اما دائمي نيست. ما بايد از درون احساس نياز به اين محصول را داشته باشيم و در کنار ساير مواد و محصولاتي که از مواد غذايي‌ها خريداري مي‌کنيم، خرما را نيز قرار دهيم. بايد اقدامات بلندمدتي انجام شود. بخشي از اين قضيه به نوع نگاه رايج برمي‌گردد. بايد عرضه و تقاضاي بازار خرما را متعادل کرده و صادرات را افزايش دهيم. بايد به فکر کشاورزان باشيم و آن‌ها را راهنمايي کنيم؛ براي مثال بگوييم در حال حاضر در کشور مازاد توليد خرماي مضافتي و مشکل آب داريم. بايد به کشاورزان گفته شود پولي که دارند در بخش خرما سرمايه‌گذاري مي‌کنند، در آينده سودآوري ندارد؛ راهنمايي و کمک دولت بايد در اين بخش‌ها باشد. نمي‌شود به زور جلوي کاشت خرماي مضافتي توسط خرماکاران را گرفت. بايد خرماي ايران را در بازارهاي خارج از کشور به‌خوبي عرضه کنيم. عوامل زيادي در اين امر دخيل است. اطلاع‌رساني و تبليغ در طولاني‌مدت، قطعا جواب مي‌دهد؛ اما صرفا نياز به تبليغ محصول خرما ندارد. بايد آگاهي‌ها افزايش پيدا کند. در کشور ما روي بسياري از مواد غذايي مضر مانند شکر، روغن و برنج، يارانه‌ي مستقيم و غيرمستقيم تعلق مي‌گيرد، اما براي محصولاتي مانند لبنيات و خرما و ساير موادي که سالم و مفيد هستند، اين کمک‌ها وجود ندارد. از سوي ديگر سيستم مالياتي قوي براي محصولات مضر در کشور ما وجود ندارد و متاسفانه با قيمت خيلي ارزان عرضه مي‌شوند. بايد ماليات مواد مضر را افزايش داده و يارانه‌ي محصولات غذايي ناسالم را کم کرد و اين کمک‌ها در عوض به محصولات مفيد و سالم تخصيص داده شود.

داشتن ارتباط مطلوب با دنيا نيز در افزايش تمايل ساير کشورها به خريد محصولات توليدي کشور، تاثير به‌سزايي دارد. اميدواريم با اتفاقات مطلوبي که در عرصه‌ي سياست خارجي کشور در حال شکل‌گيري است، شاهد بهبود صادرات کليه‌ي محصولات کشاورزي، به‌ويژه خرما باشيم.

 

وضعيت تبليغات، بازاريابي و حضور در نمايشگاه‌ها را در ميان فعالان خرماي استان چگونه ارزيابي مي‌کنيد و خودتان در اين زمينه چه تلاشي داشته‌ايد؟

فعالان استان در سال‌هاي گذشته در اين بخش فعاليت قابل توجهي داشته‌اند که قابل تحسين است. ما نيز در نمايشگاه‌هاي مختلفي شرکت کرده‌ايم و سعي در افزايش فروش داشته‌ايم. در مورد خرما بحث تبليغات و حضور ايراني‌ها در نمايشگاه‌ها کمک مي‌کند؛ اما مستلزم اين است که بازار سودده باشد. تا زماني که بازار سودده نباشد، تبليغات هم کمک زيادي نخواهد کرد. متاسفانه تجار ايراني انسجام و دورانديشي لازم را ندارند. بسياري مواقع خود ما به‌عنوان فعالان بخش خرما به دليل نداشتن انسجام لازم، موجب از دست دادن بازارها مي‌شويم. بايد روي اخلاق تجاري بيش‌تر کار شود. هر کسي اختيار مال خود را دارد، اما منافع جمع را نيز بايد در نظر گرفت.

مشکل ديگري که که موجب ضعيف بودن تبليغات براي محصول خرما مي‌شود، پرسود نبودن اين محصول است. مي‌توان گفت هيچ واحد خرمايي در کشور وجود ندارد که توانايي مالي براي تبليغ در تلويزيون را داشته باشد.

 

ديدگاه شما در خصوص انجام بسته‌بندي در مناطق خرماخيز که موجب افزايش کيفيت و هزينه‌ي کم‌تر مي‌شود، چيست؟

در مورد خرماي مضافتي و به‌طور کلي خرماي رطبي، اين اتفاق مي‌افتد و بايد در همان محل بسته‌بندي شود، وگرنه دچار افت کيفيت مي‌شوند. اما در مورد ساير محصولات خرما، بسته‌بندي در محل برداشت انجام نمي‌شود. تفاوت زيادي از نظر ارتقاي کيفيت ظاهري و مطلوبيت خرما در نظر خريدار بين خرمايي که در باغ يا کارگاه نزديک باغ بسته‌بندي مي‌شود و خرمايي که در کارگاه بعد از برداشت و با فاصله‌ي يک هفته يا يک ماه بعد، بسته‌بندي مي‌شود، وجود دارد و اصلا قابل مقايسه نيستند. اما هنوز راه حلي براي اين مساله پيدا نشده است و ما باز برمي‌گرديم به اين نکته که خرما کالاي پرسودي نيست؛ براي محصولي که پرسود باشد، هزينه‌ي بيش‌تري مي‌شود؛ چون توجيه دارد. اما خرما به‌ويژه در بخش کشاورزي، حاشيه‌ي پرسود و توجيه اقتصادي ندارد. در حالي که برخي از ميوه‌ها که زحمت کم‌تري نسبت به خرما دارند، قيمت‌شان در بازار بيش‌تر از خرماست. جا دارد که قيمت خرما با توجه به زحمت فراواني که براي آن کشيده مي‌شود، افزايش پيدا کند. برخي مشکلاتي که در سياست‌هاي کلان کشور در خصوص محصولات کشاورزي از جمله خرما وجود دارد، اين است که مالکان عمده را تقسيم و خرده‌مالکي و مديريت‌هاي متعدد را در باغداري ايجاد مي‌کنيم. مشکل ديگر در زمينه‌ي قوانين کشوري در تقسيم املاک است که هيچ سياست، قانون و مديريت واحدي براي حفظ يکپارچه‌ي املاک کشاورزي وجود ندارد. اين مسايل، کار را براي داشتن يک محصول مرغوب و يک‌دست، سخت مي‌کند. براي برخي محصولات کشاورزي‌مان نمي‌توانيم حتي پنج تن محصول يک‌دست به مشتري بدهيم؛ در حالي که در کشورهاي پيشرفته از يک نوع محصول، بيست هزار تن هم مي‌توانند تحويل دهند. اين مساله به دليل مديريت‌هاي متعدد است که بر وجهه‌ي محصولات کشاورزي ايران تاثير منفي مي‌گذارد. دولت بايد مشوق‌هايي براي تقسيم نکردن زمين‌هاي کشاورزي توسط مالکان آن‌ها، در نظر بگيرد.

 

صادرات خرماي شما به چه کشورهايي است؟ آيا به فکر ايجاد بازارهاي جديد صادراتي هستيد؟ مشکل خاصي در زمينه‌ي صادرات داريد؟

مقاصد صادراتي خرماي ما بيشتر کشورهاي مسلماني هستند که خرما ندارند؛ از جمله هند، افغانستان، مالزي و سنگاپور؛ هم‌چنين به کشورهايي مانند استراليا، نيوزيلند، امارات و کشورهاي اروپايي هم خرما صادر مي‌کنيم. در حال حاضر توان ايجاد بازارهاي جديد را نداريم و براي ايجاد بازارهاي جديد صادراتي، بايد از نظر اقتصادي و سوددهي قوي‌تر شويم.

مشکل خاصي در سطح استان نداريم. معمولا مشکلات بروکراتيک وجود دارد که مربوط به استان نيست. ما با تفکرات خطرناکي مثل خريد تشويقي و تضميني که آسيب‌زننده است، مخالفيم، در واقع اين کار به ضرر توليدکنندگان است. بايد دولت به اين سطح برسد که کار درست را انجام دهد، ولو اين‌که در کوتاه‌مدت به نفع دولت و وجهه‌ي آن نباشد؛ اما منافع توليدکنندگان، صادرکنندگان و اقتصاد کشور را تامين کند.

Copyright © 2017. All right reserved